این متن قصد دارد تا جذابیت گیتار و ترویج یافتن ذاتی اش را حتی در بین مردمی با افکار سنتی به شما نشان دهد.
سلام،
   یادش بخیر امروز ظهر رفتم به سمت شهر چناران، تا به تعدادی هنرجو درس بدهم.
   مکانی که باید درس می دادم کانون هنر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چناران بود.
وقتی رسیدم متوجه شدم هیچ سازی تعداد ثبت نام اش به حد نصاب نرسیده به جز گیتار و به همین دلیل تنها کلاس موسیقی برگزار شده در اونجا گیتار بود که مدرس اش هم من بودم.
چون اساتید از مشهد باید می آمدند و منطقی نبود که برای تعداد کمی هنرجو این مسافت طی بشود، کلاس های دیگر برگزار نشدند.
این واقعا نشان میدهد در شهری با مردم سنتی که قانونا تنها ساز آشنا برایشان دوتار می باشد، و آنچنان پیگیر رسانه ها نیستند هم با رسیدن نوای کوتاه ولی دلنشینی از گیتار به گوششان، به این ساز دلباخته اند. و من واقعا از این موضوع خوشحالم و به ساز ام می بالم.